<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای خاطرات یک به فرنگ برگشته</title>
	<atom:link href="http://hamburg2004.wordpress.com/comments/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://hamburg2004.wordpress.com</link>
	<description>"خاطرات من در هامبورگ" سابق - نوشته های یک مهاجر درباره جامعه، مهاجرت، زندگی زنان و وطن که البته متاسفانه دیگه مطمئن نیستم کجاست!در ضمن این ها تنها نظرات منه و مسلما با نظرات شما فرق داره.</description>
	<pubDate>Thu, 24 Jul 2008 08:14:47 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=MU</generator>
		<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای shajarehnameh با haleh</title>
		<link>http://hamburg2004.wordpress.com/2008/07/18/shajarehnameh/#comment-133</link>
		<dc:creator>haleh</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 23 Jul 2008 14:23:24 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hamburg2004.wordpress.com/?p=842#comment-133</guid>
		<description>آخه چرا نخواسته اند که شما بدونيد که چي به چي هست؟ فرض کردند که شما براتون هضم واقعيت ها، سخت تر از کنار آمدن با همسر نامناسب، شرايط زندگي عجيب و براي مينا، حتي سخت تر از هوو باشه؟؟!

به هر حال هرچند ذهنم با خواندن مطلب ات دچار تناقض شده، با اينحال از اينکه بالاخره ميتوني به هر شکل خانواده ات رو که سر بعضي قضايا مقصر ميدونستي رو ببخشي، از اين بابت خيلي خوشحالم.

مراقب خودت باش.
باي
ماچ</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آخه چرا نخواسته اند که شما بدونيد که چي به چي هست؟ فرض کردند که شما براتون هضم واقعيت ها، سخت تر از کنار آمدن با همسر نامناسب، شرايط زندگي عجيب و براي مينا، حتي سخت تر از هوو باشه؟؟!</p>
<p>به هر حال هرچند ذهنم با خواندن مطلب ات دچار تناقض شده، با اينحال از اينکه بالاخره ميتوني به هر شکل خانواده ات رو که سر بعضي قضايا مقصر ميدونستي رو ببخشي، از اين بابت خيلي خوشحالم.</p>
<p>مراقب خودت باش.<br />
باي<br />
ماچ</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای bi internet boodan با saeed</title>
		<link>http://hamburg2004.wordpress.com/2008/07/06/bi-internet-boodan/#comment-132</link>
		<dc:creator>saeed</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 10 Jul 2008 15:39:54 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hamburg2004.wordpress.com/?p=834#comment-132</guid>
		<description>سلام
سال پیش پاییز من هم هامبورگ بودم عکس وبلاگت خاطره زنده کرد 
بعضی وقتها پشیمون میشم که برگشتم  عجیب حوای اونجا زده به سرم ولی مشکلات مالی اجازه نمیده برم ویزا تجاری گرفته بودم
خوش بگزره به هتون 
راستی سایتی نمی شناسی که در مورد مهاجرت به المان توضیح داده باشه 
بیشتر وبلاگ ها کانادا و یا استرالیا هست 
ای دریاچه الستر کجایی 
مین استیشن 
بی خیال بابا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
سال پیش پاییز من هم هامبورگ بودم عکس وبلاگت خاطره زنده کرد<br />
بعضی وقتها پشیمون میشم که برگشتم  عجیب حوای اونجا زده به سرم ولی مشکلات مالی اجازه نمیده برم ویزا تجاری گرفته بودم<br />
خوش بگزره به هتون<br />
راستی سایتی نمی شناسی که در مورد مهاجرت به المان توضیح داده باشه<br />
بیشتر وبلاگ ها کانادا و یا استرالیا هست<br />
ای دریاچه الستر کجایی<br />
مین استیشن<br />
بی خیال بابا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای از کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاولشین ترجمه خانم گیتی خوشدل با farzaneh</title>
		<link>http://hamburg2004.wordpress.com/2005/09/23/%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%81%d9%84%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%b3-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d8%a7%d9%88%d9%84%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%aa/#comment-131</link>
		<dc:creator>farzaneh</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 03 Jul 2008 06:15:53 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hamburg2004.wordpress.com/2005/09/23/%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%81%d9%84%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%b3-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d8%a7%d9%88%d9%84%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%aa/#comment-131</guid>
		<description>با خواندن این کتاب زندگی تازه ای را شروع کردم یک زندگی شاد شاد و نزدیکی ام به خدا چندصدبرابر . آرزو داشتم ملاقاتی با نویسنده کتاب داشته باشم یا حتی یک ارتباط از طریق تلفن , ایمیل یا نامه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با خواندن این کتاب زندگی تازه ای را شروع کردم یک زندگی شاد شاد و نزدیکی ام به خدا چندصدبرابر . آرزو داشتم ملاقاتی با نویسنده کتاب داشته باشم یا حتی یک ارتباط از طریق تلفن , ایمیل یا نامه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای rooz e gahbl az emtehan با جهانگرد</title>
		<link>http://hamburg2004.wordpress.com/2008/07/02/rooz-e-gahbl-az-emtehan/#comment-130</link>
		<dc:creator>جهانگرد</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 02 Jul 2008 12:11:49 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hamburg2004.wordpress.com/?p=827#comment-130</guid>
		<description>سلام من هم برای شما ارزوی قبولی در امتحان را دارم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام من هم برای شما ارزوی قبولی در امتحان را دارم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای ای کاش من هم یک چرچیل بودم ;) با reza</title>
		<link>http://hamburg2004.wordpress.com/2008/04/21/%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b4-%d9%85%d9%86-%d9%87%d9%85-%db%8c%da%a9-%da%86%d8%b1%da%86%db%8c%d9%84-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%85/#comment-129</link>
		<dc:creator>reza</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 Jun 2008 19:39:19 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hamburg2004.wordpress.com/?p=775#comment-129</guid>
		<description>سلام وبلاگ خوب و قشنگی دارید اگه شما هم به ما  سر بزنید برامون مایه افتخاره ممنون</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام وبلاگ خوب و قشنگی دارید اگه شما هم به ما  سر بزنید برامون مایه افتخاره ممنون</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای من میدونستم.من میدونستم.ما شکست میخوریم.اسمایلی لب و لوچه آویزون با جهانگرد</title>
		<link>http://hamburg2004.wordpress.com/2008/06/26/%d9%85%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%88%d9%86%d8%b3%d8%aa%d9%85%d9%85%d9%86-%d9%85%db%8c-%d8%af%d9%88%d9%86%d8%b3%d8%aa%d9%85%d9%85%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7-%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%b3%d8%b3/#comment-128</link>
		<dc:creator>جهانگرد</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Jun 2008 11:56:07 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hamburg2004.wordpress.com/?p=816#comment-128</guid>
		<description>سلام فرموده بودید: چه جهانگردی هستی که در جهان نمی گردی؟! جهانگردی ما از جنس دیگری است اگر شما به ما کمک کنید شما را چشم خود می کنیم وبا ان چشم جهان را می بینیم وبعد با زبانمان از جهان می گوییم جهانگردی به سفر نیست به جهان محوری است که من در پی این تفکرم
شما به این پست من نگاه کنید واگر توانستید کمک کنیداعلام امادگی نمایید
http://abho82.blogspot.com/2008/05/blog-post_04.html
دراین پست من دست کمک ویاری به سوی شما دراز میکنم تابرای این وطن که شما هم حتما انرا مرز پرگهر و... می نامید کمک کرده باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام فرموده بودید: چه جهانگردی هستی که در جهان نمی گردی؟! جهانگردی ما از جنس دیگری است اگر شما به ما کمک کنید شما را چشم خود می کنیم وبا ان چشم جهان را می بینیم وبعد با زبانمان از جهان می گوییم جهانگردی به سفر نیست به جهان محوری است که من در پی این تفکرم<br />
شما به این پست من نگاه کنید واگر توانستید کمک کنیداعلام امادگی نمایید<br />
<a href="http://abho82.blogspot.com/2008/05/blog-post_04.html" rel="nofollow">http://abho82.blogspot.com/2008/05/blog-post_04.html</a><br />
دراین پست من دست کمک ویاری به سوی شما دراز میکنم تابرای این وطن که شما هم حتما انرا مرز پرگهر و&#8230; می نامید کمک کرده باشید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای من میدونستم.من میدونستم.ما شکست میخوریم.اسمایلی لب و لوچه آویزون با جهانگرد</title>
		<link>http://hamburg2004.wordpress.com/2008/06/26/%d9%85%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%88%d9%86%d8%b3%d8%aa%d9%85%d9%85%d9%86-%d9%85%db%8c-%d8%af%d9%88%d9%86%d8%b3%d8%aa%d9%85%d9%85%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7-%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%b3%d8%b3/#comment-127</link>
		<dc:creator>جهانگرد</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Jun 2008 10:10:51 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hamburg2004.wordpress.com/?p=816#comment-127</guid>
		<description>سلام 
واقعا این سختگیری هاست که از قطعه ای از زمین المان واز قطعه دیگر که فاقد سختگیری منطقی است ایران می سازد 
در خبرها شنیدم در 2 یا 3شهر المان تمامی علائم راهنمایی ورانندگی حتی چراغ را برداشته اند وگفته اند مردم این شهر ها به بلوغ رانندگی رسیده اند .ان وقت در ایران 5 روز پشت سر هم تعطیل می شود فلان قدر کشته در حوادث راهنمایی ورانندگی می دهیم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
واقعا این سختگیری هاست که از قطعه ای از زمین المان واز قطعه دیگر که فاقد سختگیری منطقی است ایران می سازد<br />
در خبرها شنیدم در 2 یا 3شهر المان تمامی علائم راهنمایی ورانندگی حتی چراغ را برداشته اند وگفته اند مردم این شهر ها به بلوغ رانندگی رسیده اند .ان وقت در ایران 5 روز پشت سر هم تعطیل می شود فلان قدر کشته در حوادث راهنمایی ورانندگی می دهیم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای بهشت با من میدونستم.من میدونستم.ما شکست میخوریم.اسمایلی لب و لوچه آویزون &#171; خاطرات یک به فرنگ برگشته</title>
		<link>http://hamburg2004.wordpress.com/2008/06/13/%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa/#comment-126</link>
		<dc:creator>من میدونستم.من میدونستم.ما شکست میخوریم.اسمایلی لب و لوچه آویزون &#171; خاطرات یک به فرنگ برگشته</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 26 Jun 2008 19:18:10 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hamburg2004.wordpress.com/?p=805#comment-126</guid>
		<description>[...] خودمونیم همچین ته دلم راضی نبودم که  به این زودی از این بهشت دل [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] خودمونیم همچین ته دلم راضی نبودم که  به این زودی از این بهشت دل [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پارادکس با من میدونستم.من میدونستم.ما شکست میخوریم.اسمایلی لب و لوچه آویزون &#171; خاطرات یک به فرنگ برگشته</title>
		<link>http://hamburg2004.wordpress.com/2008/06/19/%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%af%da%a9%d8%b3-2/#comment-125</link>
		<dc:creator>من میدونستم.من میدونستم.ما شکست میخوریم.اسمایلی لب و لوچه آویزون &#171; خاطرات یک به فرنگ برگشته</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 26 Jun 2008 17:01:40 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hamburg2004.wordpress.com/?p=809#comment-125</guid>
		<description>[...] عجله تو گوشت و پوست و خون من نفوذ کرده باشه.فقط نمی دونم چرا تو ترک کردن این عادت عجله ، نمیتونم سرعت به خرج بدم؟ حالا باید خر رو بیارم و باقالی رو بار کنم.تمام برنامه [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] عجله تو گوشت و پوست و خون من نفوذ کرده باشه.فقط نمی دونم چرا تو ترک کردن این عادت عجله ، نمیتونم سرعت به خرج بدم؟ حالا باید خر رو بیارم و باقالی رو بار کنم.تمام برنامه [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای شباهت دوستان با کفش های کمد با die Iranerin</title>
		<link>http://hamburg2004.wordpress.com/2008/06/24/%d8%b4%d8%a8%d8%a7%d9%87%d8%aa-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%81%d8%b4-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%85%d8%af/#comment-124</link>
		<dc:creator>die Iranerin</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 26 Jun 2008 16:31:53 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hamburg2004.wordpress.com/?p=813#comment-124</guid>
		<description>جهانگرد جان سلام.
من هم آرامشم رو دوست ندارم با هیچ چیز عوض کنم.حتی بودن در جمع آدم های ظاهرا با کلاس.مطمئنا تو هم موقع آرامش و سکوت و رکود و توی خود بودن کت و شلوار و کراوات و کفش تنگ و نوک تیز نمی پوشی.مگه نه؟
دوستهای واقعی من اونهایی هستند که من رو هم موقعی که سرزنده و شاداب در مهمانی ها کفش پاشنه بلند پامه همراهم هستند و هم موقعی که با دمپایی دارم تو خونه راه میرم. 
در ضمن تو دیگه چجور جهانگردی هستی که تو جهان نمیگردی؟
با بهترین آرزوها
به فرنگ برگشته</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جهانگرد جان سلام.<br />
من هم آرامشم رو دوست ندارم با هیچ چیز عوض کنم.حتی بودن در جمع آدم های ظاهرا با کلاس.مطمئنا تو هم موقع آرامش و سکوت و رکود و توی خود بودن کت و شلوار و کراوات و کفش تنگ و نوک تیز نمی پوشی.مگه نه؟<br />
دوستهای واقعی من اونهایی هستند که من رو هم موقعی که سرزنده و شاداب در مهمانی ها کفش پاشنه بلند پامه همراهم هستند و هم موقعی که با دمپایی دارم تو خونه راه میرم.<br />
در ضمن تو دیگه چجور جهانگردی هستی که تو جهان نمیگردی؟<br />
با بهترین آرزوها<br />
به فرنگ برگشته</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
