اونقدر سرم این چند وقته شلوغه که حتی وقت ندارم پست های نیمه کاره ام رو تکمیل کنم و بفرستمش هوا که خوانندگان محترم از حال و احوالم بیخبر نمونن و در آینده ای نه چندان دور تلفن باران و ایمیل بارانمان نفرمایند که ما بیشتر از این از وظایف اصلی خود باز نمانیم!البته این چند وقته خبر زیاده.از فوت پدربزرگ مهربون مریم بگیر تا علنی شدن حاملگی دختر 17 ساله و مجرد خانم پالین در ایالت الاسکای آمریکای جهانخوارد (!!!) که برخی از آگاهان پیشبینی میکنند به باخت حزب جمهوریخواه (حزبی که مادر سیاست مدارش در آن فعالیت میکند) در انتخابات ریاست جمهوری بعدی و احتمالا رئیس جمهور شدن آقای اوباما ی دموکرات و انشالله چهار سال صلح جهانی منجر خواهد شد! تا موفقیت تاریخی زنان ایراندر ملاقات با نمایندگان مجلس شورای اسلامی و خارج شدن لایحۀ به اصطلاح حمایت از خانواده از دستورکار مجلس الان توی دلتون میگین: “تو ی به فرنگ برگشته دیگه چرا این موضوع برات مهمه؟اگه شوهر داشتی حداقل میگفتیم میترسه شوهرش بره سرش هوو بیاره!” پس من از همین الان جواب میدم که: مشکل خیلی از ما آدمها اینه که حداکثر تا نوک دماغمون رو میتونیم ببینیم.یادمه چند وقت کانال فونیکس تلویزیون آلمان یک برنامه مستند داشت در مورد روند پیشرفت پزشکی عفونی در 100 سال اخیر.چیزی که حتی بیشتر از کشف تصادفی پنیسیلین برای من جالب بود، مصاحبه با یکی از پزشکان متخصص بیماری های عفونی آلمان که میگفت:”بزرگترین دغدغۀ ما پزشکان متخصص بیماری های عفونی ، شرایط بد زندانهای روسیه از نظر بهداشتیه که به اپیدمی انواع جدید و خطرناکی از بیماری سل منجر شده که در حال حاضر هنوز قابلا درمان نیست.”من تا اینجای مصاحبه رو که گوش کردم پیش خودم گفتم:”ای بابا، حالا تو چکار داری به زندان های روسیه.تو که تو آلمان هستی ،اون خلافکاری هم که در روسیه به زندان افتاده چشمش کور و دندش نرم.میخواست خلافی نکنه که به زندان محکومش کنن.اصلا شاید شیوع همین بیماری در زندان باعث بشه مردم تو روسیه حساب کار خودشون رو بکنن و آمار جرم و جنایت تو کشورشون بیاد پایین!” اما اون پزشک ادامه داد:”تعدادی از این بیماران در همون زندان میمیرند و عده ای از اونها بعد از گذروندن مدت محکومیتشون آزاد میشند و احتمالا انسانهای دیگری رو هم به این بیماری آلوده میکنند.بعضی از این بیماران میمیرند و بعضی از اونها که بو نوع خفیف دچار شده اند بهبود پیدا میکنند و تعداد زیادی از اون بیمارانی که پزشکان روس امیدی به بهبودشان ندارند، به هر طریقی که شده به امید درمان خودشون رو به کشور های پیشرفته ای مثل کشور ما آلمان میرسونند تا پزشکان ما آنها رو درمان کنند،این یعنی ما پزشکان متخصص بیماری های عفونی دیر یا زود در معرض ابتلا به این نوع بیماری لاعلاج قرار خواهیم داشت.بنابرین داریم از طریق جوامع بین المللی سعی میکنیم ، شرایط بهداشتی زندانهای روسیه رو تغییر بدهیم!”
پیوست 1:این پست با استفاده از مرورگر نازنین و دوستداشتنی کروم محصول جدید و اوپن سورس گوگل نوشته شده است.
پیوست2:این نوشته صرفا به خواست خوانندگانی که درخواست پست جدید کرده بودند نوشته شده و ارزش دیگری ندارد.نقطه!
abho.wordpress.com
سلام
پست زدی اما من درست نفهمیدم ابتدا وانتهای پست از کجا به کجا ختم شد اما همین نفس پست زدن کار خوبی بود خود من هم این کار را می کنم گاهی قفل می کنم وهر چه فکر می کنم چیز دندان گیری به ذهنم نمی رسد اما بالاخره می نویسم تا نوشته باشم