این خوده فرمایشات و یادآوری های دم به دقیقه “تو دو لیست” گوشی جدیدم، واسم وقت وبلاگ نوشتن نمیذاره.شاید هم باید وبلاگ نوشتن رو به لیست وظایف روزانه ام اضافه کنم.تازه ساعت نه و ربع عصر (آخه اینجا خیلی دیر غروب میشه و اون ساعت آفتاب هنوز پهنه) رسیدم جزوه کارلوس رو که از خیلی وقت پیش پیشم مونده بود ببرم کوچه پشتی در خونه اش.اونهم به عاقبت آندره آس بزرگه دچار شده.یعنی قبل از فارغ التحصیلی یک شرکت معروف بهش پیشنهاد کاری ای داده که براش از تموم کردن درس ارزشمند تر بوده.حالا یک هفته است که درس و ول کرده و رفته به قول معروف دنبال یک لقمه نون.خانمش و سه تا بچه هاش قراره بعد از تموم شدن مدت آزمایشی قرارداد کاریش از فرانکفورت پیشش بیان و تا اون موقع قراره قرارداد اجاره اش رو با خوابگاه دانشجویی تمدید کنه.داشت همینطور دم در برام از سری بودن پروژه اولی که دستش داده اند و اینکه امروز از یکربع به هشت صبح تا هشت و نیم عصر سر کار بوده تعریف میکرد که پترو که صدای ما رو از تو خونه اش شنیده بود به قول خودش دلش واسه ماها تنگ شده بود از در کناری پرید تو پیاده رو و دو دقیقه بعدش هم آلکس که از یک نمایشگاه بر میگشت با کت و شلوار و کراوات سر و کله اش پیدا شد و خلاصه سرتون رو درد نیارم پترو همه رو به چای دعوت کرد و این چای خوردن و گپ زدن ما از زمین و زمون تا ساعت یازده و ربع شب طول کشید (لازم به ذکره که اینجا معمولا شام رو قبل از ساعت هفت میخورن). منظورم از زمین و زمون، واقعا زمین و زمونه.از متد های جدید “ریز قالب سازی” گرفته و امکانات نرم افزار به اصطلاح نقشه کشی کاتیا گرفته تا دلایل احتمالی وفاداری و خیانت به همسر میان مهندسین مذکر و تفاوت ساختار فکری زنان آلمان شرقی سابق با زنان آلمان غربی و از همه جالب تر دلایل روند رو به انقراض قدیمی ترین بنگاه اقتصادی کره خاکی، یعنی تن فروشی زنان، در جامعه آلمان. که مهمترین دلیلش پوشش سیستم بیمه اجتماعی برای تامین هزینه های اولیه زندگی برای تقریبا همه شهروندان و کم بودن اختلاف سطح زندگی بین اقشار مختلف جامعه با استفاده از سیستم پرداخت مالیات و دریافت همزمان کمک های دولتی ، از بیمه بیکاری گرفته تا وامهای بلا عوض خرید یا ساخت خانه یا چهاردیواری اختیاری و سیستم دولتی پرداخت قرضهای ورشکستگان حقیقی و حقوقی و صد البته تلاش فراوان در جهت برابر کردن حقوق اجتماعی زن و مرد است.البته باید اضافه کنم که بعد از دقیقا پنجاه سال قانون برابری جنسیتی در آلمان،متخصصان و منتقدان بر این باورند که زنها هنوز به حقوق اجتماعی برابر با مردها نرسیده اند.
اما باید اعتراف کنم این بحث های دوستانه هر بار اعتقاد من رو نسبت به تفاوت بنیادین نگرش کلی زنان و مردان نسبت به زندگی قوی تر و قوی تر میکنه.انگار جان گری راست میگفته که مرد ها رو به موجودات مریخی تشبیه کرده و زن ها رو به موجودات ونوسی.
پیوست: هاله بانو سعی میکنم در اولین فرصت واضحتر راجع به سیستم اقتصاد اجتماعی ،یا همون اقتصاد سوسیالیستی پیاده شده در آلمان و تفاوت های عمده اش با سیستم کاپیتالیستی یا سرمایه سالاری و کمونیستی یا بدون مالکیت خصوصی ، بنویسم.اگر این “تو دو لیست” عزیزم بهم فرصت بده.