فعلا وقت پست نوشتن ندارم. گو اینکه خیلی حرفها برای نوشتن هست.به خصوص در مورد اون ملاقات کوتاه و به یاد ماندنی با همکار های سابقم که برای یک ماموریت شغلی از تهران به کلن اومده بودند.پست درست و حسابی نوشتن دقت لازم داره و تمرکز.اونهایی که خودشون تجربه اسبابکشی داشته باشند میدونند دارم از چی حرف میزنم.موضوع فقط سر چند تا کارتن کتاب و لباس و دیگ و قابلمه نیست. خوشبختانه تیر و تخته های اضافی رو فروختم. باید اعتراف کنم که شبکه دوستان چینی دانشکده خیلی سریعتر از آگهی هایی که اونهمه واسشون زحمت کشیده بودم عمل کرد.ولی به هر حال حتی المقدور دونه به دونه کارهایی که یکجا شروع شده باشند باید همونجا هم با دقت تموم بشند.مخصوصا وقتی که آدم بدونه حالا حالا ها هم فرصتی نیست که دیگه دوباره به این نقطه از کره خاکی برگرده.در ضمن ممنون از پی ام ها و ایمیل هاتون ولی نگرانم هم نشین.حالم شکر خدا خوبه.از قدیم هم گفته اند بادمجان بم آفت ندارد.نقطه.
پیوست:
شادی جان خوشحالم که این فاز از پروژه ات رو به سر و سامون رسوندی.در اولین فرصت سعی میکنم باهات تماس بگیرم و ببینمت.
نغمه بانو ، ایمیل “شمارش معکوس” رو خالی نفرستاده ام.باید روی لینک آخر ایمیل کلیک کنی.کاشکی به بهناز زنگ بزنی بپرسی چرا جواب ایمیلامون رو نمیده.
آذر بانو باور کن خیلی سعی کردم شماره تلفنت رو بگیرم ولی موفق نشدم .فکر کنم باید جمعه با هم قرار بگذاریم و چت کنیم. ف ی ل ت ر کنندگان عزیز و تحریم کنندگان محترم هنوز این یک راه رو برامون باقی گذاشته اند.هنوز.سپاس خدای را عز و جل …