و فرهنگی که وجود نداشت
می 3, 2008 با die Iranerin
راستش رو بخواهید وقتی میبینم که این آلمانی ها تا چه حد به فرض به زبان و دین (مخفف دویچه اینستیتوت فور نورمونگ یا موسسه استاندارد آلمان) و قوانین حتی به ظاهر نادرستی ،که بعضا در صدد تغییر دادنش هم هستند، پایبندند برام یک سوال بزرگ پیش میاد که حد و مرز مردمی رو که نه به نظام خانواده اش و نه مذهبش پایبنده و نه به قانون اساسیش و نه زبانش و نه به نظر کارشناسان و متخصصین رو اصولا کی یا چی تعیین میکنه؟ و آیا اگر حد و مرزی وجود نداشته باشد میتوان ادعا کرد که فرهنگی وجود دارد که حالا بخواهیم اصلا راجع به غنا یا فقر فرهنگی صحبت کنیم؟
ایا واقعا شما معتقدید این ها به زبان خانواده ویا مذهب پایبندی ندارند؟!!
چطور ممکنه که ملتی پایبندی به موارد فوق نداشته باشه ودر امور زندگی به نظمی مثال زدنی برسد ؟!!اینها برای خودشان قانونی دارند ایا این طور نیست ؟ راهنمایی کنید
یه کمی جمله بندیت گنگه …
فکر میکنم جهانگرد دقیقا خلاف اون چیزی که میخواستی بگی برداشت کرده، درست میگم؟
خودمونم دست کمی نداریم. فکر کنم بیشتر از این چیزی نگم. فرهنگ و تاریخ 3000 ساااااله! و نتیجه اش رو توی ترافیک سر چهارراه و یه دعوای اساسی سر هیچ و پوچ میتونی ببینی