اندر باب نیاز و یا عدم نیاز به تخصص
می 2, 2008 با die Iranerin
راستش رو بخواهید برام خیلی جالبه که بدونم اصولا این اپوزسیون محترم خارج از کشور اگه مثلا یک شب بخوابند و فردا صبح که از خواب پا شدند جایگزین حکومت فعلی شده باشند، اونوقت میخوان چه گلی به سر مردم و خاک پاک وطن و مرز پر گهرش بزنند. همینهایی رو میگم که منطقی ترینشون میگه چرا باید رییس جمهور مملکتمون احمدی نژاد اونقدر بی کفایت و بی منطق باشه که به خودش زحمت نده به حرف مشاوراش گوش بده و چرا وزیر اقتصاد و دارایی، دانش جعفری با چشم گریون استعفا داده و غیره و ذلک. حالا اون سیاسیونی که در شرایطی قیمت امروز گوجه فرنگی تو سبزی فروشی سر کوچه مادر شوهر دخترخاله شون در تهران رو به بیان جمله “اقتصاد مال خرست!” در چند دهه قبل، نسبت میدهند، که خودشون تئوری تقسیم کار آدام اسمیت رو که پایه و اساس علم اقتصاده رو به هیچوجه من الوجوه قبول ندارند و مثلا فوق فوقش بعد از گذروندن یک دوره 2000 ساعته بهیاری به خودشون اجازه میدهند در مورد لزوم و یا عدم لزوم عمل جراحی دریچه آئورت پسرعموی روزنامه فروش سر کوچه ، نظری مستقل از نظر تیم پزشکی معالج بیمار گرامی ارائه بدهند، کلا به کنار.
سلام مدتي هست که با شما وبلاگتون اشنا شده ام دنبال بروبچه هاي خارج از کشور مي گشتم تا بتوانم از ان طرف مرز ها اطلاع کسب کنم مطالبتون رو از rssتون دريافت ميکنم اون هم از طريقريدر گوگل خدا سايه اين گوگل را مستدام بداراد . به ما سر بزنيد اگر مايل به تبادل لينک بوديد يک پیغام برای من بگذارید چون من سعي کرده ام ارشيوي از دوستان خارج نشين جمع اوري کنم
متشکر
راستي من ادم سياسي نيستم از بس تو اينجا حرف مفت سياسي شنيديم دارم ميميرم وحالم به هم مي خوره
اما پستتان تاپ وتفکر برانگیز بود که متفکر باید تا سیاسیکه این مطلب را درک کند