میگن یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته … رد می شده … که از روبرو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده اش می رسه … بعد از اینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن … رقیبه می گه من هیچوقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه … چرچیل در حالیکه خودش رو کج می کرده … می گه ولی من این کار رو می کنم …
ای کاش من هم یک چرچیل بودم ;)
آوریل 21, 2008 بدست die Iranerin
ارسال شده در خاطرات من | تا کنون 3 نظر داده شده
3 نظر
يك پاسخ برايش بگذاريد
اطلاعات
سرکار علیه خانم به فرنگ برگشته داره چیکار میکنه؟- Iranerin: RT @pejman I have a dream for Iran. I have a dream... #IranElection @Iranbaan @iranerin @jadi @Pierre @khorshid @assita @hamburg_de جولای 10, 2009
- Iranerin: is going back home after a hotchokolate and some political discutionen with other iranian in hamburg. جولای 9, 2009
- Iranerin: daneshjoo ha yeki az saltanattalabhaii ro ke mogharrarat ro raaayat nakardeh bood to tahwil e police dadand.ma irani hameh kami anarshist im جولای 9, 2009
- Iranerin: Chapi ke az tir khordan e mardom estefade ye abzari koneh bazam chap hessab mishe? #iranelection جولای 9, 2009
- Iranerin: umadam tazahorat 18tir e hamburg.say kardam yeki az chap haye hamburg ro ershad konam ke ba ma sabz o hamrange ma besheh#iranelection جولای 9, 2009
-
Blog Stats since October 2007
- 37,237 hits
-
آمار
بایگانی الکترونیکی
- جولای 2009
- ژوئن 2009
- آوریل 2009
- مارس 2009
- فوریه 2009
- ژانویه 2009
- دسامبر 2008
- نوامبر 2008
- اکتبر 2008
- سپتامبر 2008
- آگوست 2008
- جولای 2008
- ژوئن 2008
- می 2008
- آوریل 2008
- مارس 2008
- فوریه 2008
- ژانویه 2008
- دسامبر 2007
- نوامبر 2007
- اکتبر 2007
- سپتامبر 2007
- آگوست 2007
- جولای 2007
- ژوئن 2007
- می 2007
- آوریل 2007
- مارس 2007
- فوریه 2007
- ژانویه 2007
- دسامبر 2006
- نوامبر 2006
- اکتبر 2006
- سپتامبر 2006
- آگوست 2006
- جولای 2006
- ژوئن 2006
- می 2006
- آوریل 2006
- مارس 2006
- فوریه 2006
- ژانویه 2006
- دسامبر 2005
- نوامبر 2005
- اکتبر 2005
- سپتامبر 2005
- آگوست 2005
- جولای 2005
- ژوئن 2005
- می 2005
- آوریل 2005
- مارس 2005
- فوریه 2005
- ژانویه 2005
- دسامبر 2004
- نوامبر 2004
- اکتبر 2004
- سپتامبر 2004
- آگوست 2004
- جولای 2004
- ژوئن 2004
- می 2004
-
نوشتههای تازه
-
دیدگاههای اخیر
-
خوراک مخصوص دستپخت سرکار خانم به فرنگ برگشته
-
بیشترین کلیک شدهها
-
برترین مطالب
- داستان مامان شتره و بچه اش
- این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست...
- از کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاولشین ترجمه خانم گیتی خوشدل
- درباره من
- بین علما اختلاف نظر است!
- آخرین شنبه با مامانی!
- مشکلی به نام مشکل ماشین ظرفشویی
- تظاهرات ابراز همدردی با ایران در هامبورگ و روش دیدن همه "چیز" در اینترنت بدون نیاز به "چیزشکن"
- Michael Jackson - They Don't Care About Us
- شعر آغاز فیلم میراثدار عمر خیام
-
برگهها
[...] * میگن یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته… رد می شده… که از روبرو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده اش می رسه… بعد از اینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن… رقیبه می گه من هیچوقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه… چرچیل در حالیکه خودش رو کج می کرده… می گه ولی من این کار رو می کنم… (منبع) [...]
سلام وبلاگ خوب و قشنگی دارید اگه شما هم به ما سر بزنید برامون مایه افتخاره ممنون
[...] * میگن یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته… رد می شده… که از روبرو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده اش می رسه… بعد از اینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن… رقیبه می گه من هیچوقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه… چرچیل در حالیکه خودش رو کج می کرده… می گه ولی من این کار رو می کنم… (منبع) [...]