بعد از کلاس اول دبستان، میرفتم کلاسهای تابستونی کودکستان اوپریس نبش خیابون مریم و فرشته که بعد ها یک مدت استخر شنای سرپوشیده و سرباز شده بود اما دیگه اسمش اوپریس نبود و الان هم که دیگه شده سالن بیلیارد و ورود برای خانمهای محترم ممنوع!
یادمه یک روز مربی مون از روی یک کتاب داستان بچه ها یک قصه برامون تعریف کرد که آخرش یک سوال داشت.یک سوال بی جواب که هنوز هم یادم نرفته.یادمه از اون به بعد تا مدتها هر آدم بزرگی رو که پیدا میکردم، قصه رو براش تعریف میکردم و بعد ازش میخواستم جواب سوال رو بهم بگه.بهم یا جواب سر بالا میداد یا میگفت این جواب این قصه برای سن و سال تو خیلی زوده. جالب اینجا بود که اگر تصادفا دو یا سه تا آدم بزرگ اونطرفها بودند یک بحث اساسی سیاسی اقتصادی مدیریتی اجتماعی سر این قصه راه مینداختند که من ازش فقط چند تا لغت گنده تر از دهنم یادم مونده مثل سرمایه داری و ماکیاولیسم و کومونیسم و جنبشهای کارگری و …
حالا قضاوتش با خودتون داستان از این قرار بود:
خرس قصه ما برای خواب زمستانیش یک غار گرم و نرم پیدا میکنه که به خیال خودش با خیال راحت تا فرارسیدن بهار بخوابه. اما قبل از رسیدن بهار یکی از کارگرهای معدن از خواب بیدارش میکنه و یک دست لباس کار بدستش میده و بهش میگه بجنبه که تا سر کله سرکارگرمعدن پیدا نشده لباسش رو نش کنه. خرس قصه ما هم لباس کار رو تنش میکنه و وقتی سرکارگر میاد سراغش با آقا خرسه رو هم همراه کارگرهای دیگه میبره سر کار هاشون و به هر کدوم میگه که چه کاری باید انجام بدهند.عصر هم که معدن تعطیل میشه ، آقا خرسه میگیره میخوابه تا فردا که روز از نو و روزی از نو.وقتی که دیگه شکوفه های بهاری درخت ها در اومده بودند، آقای رییس میاد از معدن بازدید کنه که با دیدن آقا خرسه رو به سر کارگر میکنه و میگه که این چه وضعشه، هیچ کارگری حق نداره اصلاح نکرده سر کار بیاد و همون موقع سرکارگر آقا خرسه رو میبره به رختکن که زودتر ریشش رو بزنه.سوال بدون جواب قصه این بود که :
به نظر شما آقا خرسه وقتی داره تو آیینه نگاه میکنه که ریشش رو بزنه به چی فکر میکنه؟
و سوال من از شما اینه که: آیا این داستان شما رو یاد بعضی از ایرانی های خارج از کشور نمیندازه؟
به نظر من آقا خرسه قصه ی شما رو مجبورش کردن که عوض شه . ولی این ایرانیهای عزیزی که ازشون حرف میزنی رو کی مجبورشون کرده که از ایرانی بودنشون زده بشن ؟ آقا خرسه ی شما مجبوری یه لباس عاریتی تنش کرده ولی هموطنای خارج رفته ی ما زوری میخوان خودشون رو تو لباس آدمای دیگه جا بدن. نمیدونم. شاید شباهتی که تو میگی از یه نظر دیگست و من اشتباه فهمیدم. به هر حال موفق باشی