دبگه عادت شده واسمون .انگار که تو خونمون رفته باشه. ربطی هم به اینکه داخل ایران باشی یا خارج از ایران و یا در چه جور جمعی هستی نداره.مهم اینه که یک نفر و تنها یک نفر ایرانی دیگه هم تو اون جمع باشه.اصلا راجع به بعضی موضوع ها انگار نباید به فارسی حرف منطقی زد یا نوشت.صحبت از حرفهای بی منطق و بد و بیراه های خارج از حساب و کتابی رو که بیشتر از هر چیز سوپاپ اطمینانی برای خروج احساسات منفی آدمهاست و هیچکس هم جدیشون نمیگیره نیست ها.صحبت از بحث و تبادل نظر موثر و بر پایه اصول علمیه .مهم هم نیست موضوع کدوم یکی از موضوعاتی که اشاره به اونها به طور نا نوشته ممنوع شده، باشه. چه حقوق زنان و چه وجود فساد اداری در ایران.راستش رو بخواهیدخود این مسائل در اینجا هم که فرنگ باشه وجود دارند ، تنها فرقش با ایران اینه که بحث و تبادل نظر راجع بهشون تابو نیست، نه اینکه حتی من به فرنگ برگشته هم که دارم اینجا با اسم مستعار وبلاگ مینویسم هم ، هزار بار فکر میکنم که چه بنویسم و چه ننویسم. آخر سرش هم نتیجه همچین پستی از آب در میاد! اونوقت میخواهید مصاحبه شدگان تحقیقی که مبنای کتاب
، در جواب این سوال که تا چه حد به دین و مذهب پایبند هستند، راستش رو گفته باشند؟ ولی خوب از طرفی هم باید اعتراف کنم که خوندن خیلی از قسمتهای این کتاب مو روی تنم راست کرد. چه شجاعتی داشته اند آقای فرامرز رفیع پور و تیم تحقیقاتی و تیم منتشر کننده نتایج این تحقیقات دانشگاهی در ایران. و از طرفی دیگر دوستانی که فقط دو واحد کنترل گذروننده باشند میدونند که سیستم بدون فید بک ناپایدار، سیستم با فیدبک منفی ، کند و پایدار و سیستم با فیدبک مثبت ، سریع و بسیار ناپایداره. مگه ما ایرانی ها آرزویی بجز آزادی و صلح پایدار در کشورمون داریم؟

آرزوي محال چرا داشته باشيم آخه… از ايران چيزي نمونده كه… فراموش كن بيخيال