- دست به دامن حمد و سوره و شاخ نبات حافظ شیرازی میشویم، طبق سلیقه خود آنرا تفسیر میکنیم!
- دست به دامن دوست عزیزی میشویم تا برایمان فال با تعبیر و تفسیر بگیرد!
- سرنوشت خود را به دست 52 تکه کاغذ یا مقوا ی بیجان میسپاریم ولی اگر فال اونجوری که دلم میخواست در نیومد کمی تقلب را جایز میشماریم!
- میگوییم جناب جادی برایمان فال تاروت بگیرد.ولی بعد نتیجه فال رو اونجوری که ته دلمان خواسته ایم تعبیر میکنیم.
- مطالعه هم میتونه در اکتشاف ارزشهای بنیادین و فوندامنتال شخصی مون کمکمون کنه.هر چی باشه خوشبخت اونیه که ماجرا ها و پیامد های زندگی کردن بر مبنای ارزشهای شخصیش رو به جون بخره.
- اما خوب تصمیم گرفتن یک چیزست و جرات عمل کردن به آن چیز دیگر.در چنین مواقعی سر زدن به وبلاگ های دوستان مثلا این پست پارتیزانی سرکار خانم خودمونی و یا پست های کنسرواتیو و محافظه کارانه سرکار خانم به فرنگ برگشته و یا خوندن کتاب بابای دارا بابای ندار و یا خلاصه هفت عادت مردمان موثر و یا کتاب تمرین شهرزاد قصه گو نیز نمیتونه بدون تاثیر باشه.
- ضمن اینکه سعی میکنیم به جای چسبیدن به اشتباهات گذشته مان، از آن تجربیات پند بگیریم، فراموش نمیکنیم که بزرگترین دشمن خوشبختی ، انتخاب اصول نادرست برای پایبندی به آنهاست.
- جلوی آیینه می ایستیم و تو چشمهای خودمون نگاه میکنیم و 100 مرتبه به خودمون میگیم:”لیلی با من است”
چگونه تصمیم میگیریم؟
فوریه 19, 2008 بدست die Iranerin