داستان مامان شتره و بچه اش
می 27, 2004 با die Iranerin
شهریار دیروز یک داستان جالب برای من فرستاده.راجع به یک مامان شتره و بچه اش است.یک روز که این دوتا داشته اند برای خودشون میگشته اند,بچه ه میپرسه…
بچه:مامان,مامان, برای چی ما شتر ها کوهان داریم؟
مامان:خوب پسرم ما حیوانات صحرایی هستیم و برای ذخیره آب به کوهان احتیاج داریم.شهرت ما به اینه که میتونیم بدون آب دوام بیاریم.
بچه:خب,پس چراپاهامون اینقدر درازه وکف پاهامون گرد؟
مامان:پسرم اینها به این خاطر ه که ما بتونیم تو صحرا راه بریم.با این پا ها من از هر کس دیگری بهتر میتونم تو صحرا راه برم.(و مادر این را با افتخار گفت!)
بچه:خوب مادر ,این مژه های من چرا اینقدر بلند هستند؟بعضی وقتها مزاحم دیدن من میشن.
مامان:پسرم این مژه های پرپشت و بلند برای محافظت از ماست.اونها کمک میکنند که چشمهای تو در شن و باد صحرا آسیب نبینه.
بچه:آها.خوب پس کوهان برای ذخیره آبه وقتی که ما در صحرا هستیم.این پا ها راه رفتن در صحرا هستندو این مژه ها از چشمهای من در صحرا محافظت میکنند….پس اصلا ما توی این باغ وحش چه غلطی میکنیم؟
به قول معروف : این جا هیچ کی سرجاش نیست